آســـــــــــــمان همــــــیشه آبــــــی
علمــــی فرهنـــــگی تربیتی ورزشـــــی        (اسحق علی خطابی هیکویی)

یادگیری الکترونیکی

امروزه مساله اصلي دسترسي به اطلاعات نيست. دسترسي ما به اطلاعات بيشتر از حدي است که قادر به مديريت آن باشيم. آنچه مورد نياز است و يادگيري الکترونيکي آن را ارائه مي کند، شيوه هاي بهتر براي پردازش، دريافت معني و خلق مجدد اطلاعات است. شيوه هاي انفعالي کنوني آموزش براي انتقال اطلاعات، با توانايي هاي تعامل و سازاگرايانه يادگيري الکترونيکي در تضاد هستند. براي بهره گيري از توانايي هاي بالقوه يادگيري الکترونيکي به عنوان سيستمي آزاد اما منسجم، ضروري است، که به تجديد نظر در ديدگاه آموزشی خود بپردازيم.

يادگيري الکترونيکي روشي را براي يادگيري مشارکتي غير همزمان عملي مي سازد که تا اندکي پيش در محيط هاي آموزشي مفهومي متناقض به نظر مي رسيد. مزيت آموزشي قدرتمند يادگيري الکترونيکي، توانايي آن براي پشتيباني از تعامل فکري مبتني بر متن است که از فشار زمان و قيد مکان مستقل است.

فناوري يادگيري الکترونيکي در اجتماع فراگيران، مي تواند به "تفکر شخصي" و "گفتگوي عمومي"، شتاب بخشد. توانايي يادگيري الکترونيکي اين است که قابليت برقراري ارتباط بين افراد به صورت شخصي و عمومي را دارد. اين توانايي بي نظير در حال تغييـر اساسي رويـکردهاي شناختي و تربيتي آموزش و يادگيري است. با اين حال همگام با اين توانايي فني، ايجاد تجربه هاي هدفمند و در عين حال خلاق، نيازمند تدبيري است که تعادل مناسبي ميان تفکر و گفتگو برقرار نمايد. اين تعادل از طريق تعامل آموزش و يادگيري در محيط اجتماع پژوهشي آزاد و نقاد به دست مي آيد.

ازديدگاه يادگيري الکترونيکي، گرايش به خواندن و نوشتن معطوف مي شود که از ديدگاه سنتي اين دو همراه با فعاليتهاي يادگيري شخصي هستند. اين مساله قطعاً در محيط يادگيري الکترونيکي تغيير مي کند زيرا که گوش دادن و سخن گفتن جاي خود را به خواندن و نوشتن مي دهند.

 

خواندن و نوشتن هر دو روشهاي فردي و مشارکتي براي برقراري ارتباط در تجربه يادگيري الکترونيکي هستند. خواندن تبديل به روشي براي به دست آوردن اطلاعات و نيز براي "گوش سپردن" به ديدگاه استاد و فراگيران مي گردد. به نحو مشابهي در محيط يادگيري الکترونيکي نوشتن به روشي براي برسازي دانش و هم براي تبادل پرسشها و ايده ها با استاد و ديگر فراگيران تبديل مي شود. با يادگيري الکترونيکي از طريق خواندن گوش مي دهيم و با نوشتن صحبت مي کنيم. ارتباطات مبتني بر متن، توانايي ويژه اي براي تسهيل گفتگو و تفکر انتقادي دارند.

 

اجمالاً يادگيري الکترونيکي بايد به گونه اي بنا شود که فراگيران بتوانند خود را کاملاً در تجربه غرق کنند. اين امر با سرازير شدن يک سويه اطلاعات، چه از سوي فرد و چه به سوي فرد، حاصل نمي گردد. با تعامل است که دنياي خاص يادگيري خلق مي شود و  معني به صورت مشارکتي ساخته مي شود.اين امر هنگامي رخ مي دهد که استاد تعامل پويا را تقويت کرده و بر آن نظارت کند و آن را جهت دهي نمايد که حاصل آن پديد آمدن نتايج يادگيري بسيار شگفت انگيزخواهد بود. این امر همچنین

با يادگيري الکترونيکي از طريق خواندن گوش مي دهيم و با نوشتن صحبت مي کنيم. ارتباطات مبتني بر متن، توانايي ويژه اي براي تسهيل گفتگو و تفکر انتقادي دارند.

 

 هنگامي رخ مي دهد که فراگيران بتوانند فعاليتهاي خود را با توجه به هدف مشخص تعيين نمايند. اين امر حد نهايي وضعيتي است که شخص نظارت و مسوليت يادگيري خود را برعهده مي گيرد. منحصر بفرد بودن يادگيري الکترونيکي نيز در همين نکته نهفته است.

 

 

 

عوامل موثر درموفقیت یادگیری الکتونیکی

 

فاكتورهايي زيادي در موفقيت يادگيري الكترونيكي دخيل هستند از جمله اين موارد مي‌توان به موارد زيز اشاره نمود:

  •  محتواي آموزشي موثر
  •  فراهم بودن سخت افزارها
  • بستر نرم‌افزاري موثر
  • ميزان تعامل بين فراگيران
  • استفاده از راهبردهاي نوين يادگيري

 

عوامل موثر در سنجش یادگیری الکترونیکی

چهار عامل موثر در سنجش يادگيري الكترونيكي عبارتند از :

  •  نياز يادگيرنده
  •   كيفيت محتوا
  •  كيفيت تدريس و موسسه
  •  كيفيت منابع

 

 

 

 

مخاطبان یادگیری الکترونیکی در سطح جهان

طي بررسي كه در سطح جهان در خصوص مخاطبان يادگيري الكترونيكي انجام شده است، مهمترين مخاطبان يادگيري الكترونيكي را در جهان به شرح ذيل عنوان نموده‌اند:

  • كاركنان وكارگران شاغل در سازمان و شركت‌ها
  • يادگيري مادام العمر
  •  افراد فاقد دسترسي به آموزش حضوري
  • دانش آموزان و دانشجويان

 مزاياي يادگيري الكترونيكي
    اول اينكه يادگيري الكترونيكي شبكه اي است و امكان تجديد، ذخيره، بازيابي سريع، توزيع و مشاركت آموزش و اطلاعات را عملي مي سازد. بسياري از وسايل، امروزه براي انتقال آموزش و اطلاعات به كار مي روند ولي به دليل اينكه امكان شبكه شدن و تبادل و تجديد اطلاعات را ندارند مانند سي دي رام ها و دي وي دي ها در زمره يادگيري الكترونيكي دسته بندي نمي شوند. دوم استفاده كننده نهايي با كامپيوتر و بكارگيري فناوري استاندارد اينترنت از يادگيري الكترونيكي بهره مند مي شود.
    سوم اينكه اين نوع يادگيري بر گسترده ترين نگرش از يادگيري تمركز دارد. يعني آن دسته راه حل هاي يادگيري كه از نگرش آموزش سنتي صرف عبور مي كند، كه در ابتداي بحث به آن اشاره كرديم.
    يادگيري الكترونيكي شامل آموزش بر خط - on Line -، مديريت دانش و پشتيباني اجرا است. آموزش بر خط شامل تمامي مواردي مي شود كه نيازمند آموزش و سازماندهي خاص مي باشد، بسياري از دروس مدرسه و دانشگاه را مي توان به اين روش ارائه داد ولي در بسياري از موارد، افراد نيازي به آموزش ندارند بلكه تنها به اطلاعات كافي و تكميلي نيازمندند. وب را كتابخانه جهاني مي دانند كه منبع عظيمي از اطلاعات است، بسياري از اين اطلاعات خوب سازماندهي و پي ريزي شده و قادر به ايجاد، بايگاني و مشاركت در پشتيباني اطلاعات با ارزش بوده تا نيازهاي اجتماعات خاصي از افراد و سازمان هايي با نيازها و علايق مشابه را تأمين كند. اين مسايل به حوزه مديريت دانش مرتبط مي باشد كه با كمك موتورهاي جستجو دسترسي به اطلاعات مورد نياز ميسر مي شود. پشتيباني اجرا نيز تركيب قدرتمندي براي يادگيري الكترونيكي است زيرا مي تواند به طور مستقيم دانش و عمل را با هم جمع نموده تا افراد بتوانند با حداقل پشتيباني، سرعت كارشان را تا حد ممكن بالا ببرند. مثلا در صورتي كه بخواهيد شغل يا وظيفه اي را به نحو بهتر، سريعتر و با هزينه كمتر، بدون گذراندن دوره آموزشي ياد بگيريد، پشتيباني اجرا شما را حمايت مي كند و اين در شرايطي است كه شما نمي خواهيد مانند يك متخصص عمل نماييد بلكه مي خواهيد مانند يك فرد آگاه مثلا از يك دوربين فيلمبرداري مدل جديد استفاده كنيد ولي الزاما نبايد تعميرات تخصصي و طريقه ساخت دوربين را بدانيد.
    آموزش نياز فراگيري الكترونيكي
    درنهايت، يادگيري الكترونيكي در بسياري از موارد نيازمند استفاده از آموزش كلاس درس و تلفيق موارد بالا است كه از آن به عنوان معماري يادگيري نام مي برند. از يادگيري الكترونيكي گرفته تا آموزش كلاسي، مطالعه مستقل، مربيگري و تجربه كاري، در تمامي اينها معماري يادگيري از برنامه آموزشي فراتر رفته و تا جزئيات طرح كلي براي يادگيري و چگونگي اجرا پيش مي رود. اين معماري نقشه يادگيري ما يا فراگيران ماست. ما براي پيشرفت و هماهنگي با نيازهاي يادگيريمان به آن نياز داريم. بايد بدانيم كه چه وقت و در چه مواردي به آموزش كلاس درس، در چه مواردي به آموزش بر خط و چه هنگامي تنها به اطلاعات جهت تكميل دانسته هايمان نياز داريم. رعايت موارد فوق مي تواند تحول عظيمي در امر تعليم و تربيت كنوني ما ايجاد كند. آنچه كه در اين زمينه اهميت دارد تغيير ديدگاه ما از آموزش كلاسي به يادگيري واقعي است، بايد هدف اصلي تعليم و تربيت را به سمت شاگرد محوري و ايجاد انگيزه براي يادگيري سوق دهيم. تمامي نظريات كنوني روانشناسي يادگيري بر اصل پردازش فعال اطلاعات توسط شاگرد و تطبيق ماده يادگيري با نيازها و علايق يادگيرنده براي جلب انگيزه بيشتر در جهت يادگيري بهتر، تمركز دارند. بايد بدانيم توانايي ها و ظرفيت ها را به زمان و مكان محدود كنيم. بايد نگرشي نو به نقش يادگيرنده داشته باشيم و فرهنگ دانستن را ارج نهيم و آن را پشتيباني كنيم. امروز طراحي معماري يادگيري يك شعار نيست، بلكه راهبردي براي كاهش هزينه هاي آموزشي، پاسخگويي بهتر به يادگيرندگان، يادگيري مستمر و در دسترس بدون فواصل مكاني در هر زمان براي هر فرد بر مبناي توانايي هاي او، مي باشد.
    بايد فناوري را هرچه سريعتر به خدمت بگيريم ولي قبل از آن فرهنگ استفاده از آن را بياموزيم. نبايد از تكنولوژي بهراسيم، بايد آن را نقد كنيم و مزاياي آن را سبك و سنگين كنيم تا بتوانيم درباره استفاده از آن تصميم بگيريم، قضاوت با خودمان است، به طور صحيح آن را انتخاب نماييم يا با آن مبارزه كنيم!

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۸ توسط اسحــاق علی خـــطابی هیکویی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.



ابزار رایگان وبلاگ


پیج رنک

آرایش

طراحی سایت