آســـــــــــــمان همــــــیشه آبــــــی
علمــــی فرهنـــــگی تربیتی ورزشـــــی        (اسحق علی خطابی هیکویی)

افسردگي چيست1:

1 - گنجي- مهدي، راهنماي علمي افسردگي، نشر ويرايش، ص 15

افسردگي نوعي اختلال رواني است كه در آن خلق شخص آشفته مي‌شود. چون افسردگي، اغلب مورد درمان قرار نمي‌گيرد پزشكان از تعداد واقعي افراد مبتلا به افسردگي اطلاع ندارند. با اين حال، آنها مي‌دانند كه تعداد افراد افسرده كم نيستند در واقع، افسردگي به قدري متداول است كه گاهي از آن به عنوان سرماخوردگي رواني ياد مي‌شود.

اصطلاح افسردگي:

اصطلاح افسردگي اغلب براي بيان اندوه عميق به كار مي‌رود. تقريباً همه افراد زماني دچار غم و غصه شده‌اند، اما كساني كه بيماري افسردگي دارند دلسردي و نوميدي شديدي تجربه مي‌كنند كه مدت زيادي طول مي‌كشد و معمولاً با زندگي خانوادگي، شغلي يا موقعيتهاي اجتماعي آنها تداخل پيدا مي‌كند.

اگر افسردگي عمده درمان نشود مي‌تواند خطرناك افكار خودكشي جزء جدايي‌ناپذير اين بيماري است. هر چند كه افراد مبتلا به افسردگي عميق به ندرت نيروي كافي براي خودكشي دارند يا كم شدن افسردگي احتمال بيشتري وجود دارد كه اقدام به خودكشي كنند. افسردگي درمان نشده عمده‌ترين عامل خودكشي مي‌باشد.

افسردگي يكي از اختلالات عمده دوره نوجواني و جواني است.

 

تاريخچه افسردگي:

تاريخچه افسردگي براي طبقه‌بندي احتمالات عاطفي برمي‌گردد به يك قرن قبل از ميلاد مسيح كه از آن زمان اطباء، خلق افسرده و هيجان‌زده را در انسان تشخيص داده بودند در قرن نوزدهم پزشكان فرانسوي در زمينه مشخص كردن اين حالات قدمهاي بيشتر بر مي‌داشتند و مشاهده كردند كه اين دو قطب مخالف احساس را مي‌توان در يك فرد يافت و در سال 1899 كرپلين اصطلاح ماتيك ديريسو را متداول نمود.

افسردگي، بيش از غمگيني يا احساس غم و اندوه ساده، متعاقب يك فقدان يا خلاء رواني است.

افسردگي حالت ناشادي است كه تحمل آن براي هر فرد دشوار و با اضطراب توأم است. افسردگي با تغييراتي در خلق و خوي نوجوان شروع مي‌شود و او را دچار غم و اندوه مي‌سازد كه ممكن است روزها، هفته‌ها و ماهها ادامه يابد، نوجوان و جوان در حالت افسردگي احساس تنهايي و نوميدي شديد مي‌كند و ارزش و احترام به خود را از دست مي‌دهد خود را سرزنش و تحقير مي‌كند و هر روز صبح با حالت بي‌قراري و خستگي از خواب برخاسته و در كارهاي روزانه با كمبود انرژي روبرو مي‌شود.

افسردگي عبارت است از حالتي كه از آن فعالتهاي رواني ضعيف و سستي يافته بدون آنكه اختلال كلي در فهم مطالب و مسائل ظاهر شده باشد.

افسردگي يك هيجان عادي بشري است اين افسرگي عادي با علائمي مثل غمگيني، دلشكستگي، نوميدي، ناكامي يا ناشادي مشخص مي‌باشد اين يك احساس همگاني و عمومي است و به عنوان اختلال غيرعادي تلقي مي‌گردد.

افسردگي در نوجواني و جواني:

اين مرحله ميان وابستگي دوران كودكي و استقلال نسبي دوران بزرگسالي است نوجوانان و جوانان اصولاً دمدمي مزاج، بداخلاق و افسرده و نيز خيلي پرشور و غير قابل كنترل هستند، دانش‌آموزاني كه با مشكلاتي مواجه هستند شامل گروه خاصي از نوجوانان و جوانان است كه مشكلات و نيازهاي خاصي دارند.

تمام فشارهاي ناشي از رشد و تكامل احساسات جنسي، به همراه ايده‌آل‌گرايي و مانتيكي كه لاجرم به سرخوردگي منجر خواهد شد باعث بروز افسردگي است.

آنچه كه در تخيلات فرد به عنوان يكي از بزرگترين تجارب زندگي جلوه شده بود ممكن است در عالم واقعيت در سطحي بسيار نازلتر قرار گيرد و به همراه آن رنجش، ترديد، احساس گناه و نوميدي نيز ايجاد شود و افسردگي نتيجه آن است.

افسردگي اساسي اوايل جواني حداقل پنج علامت از علائم زير را شامل مي‌گردد:

1-  خلق افسرده

2-  بي‌اشتهايي

3-  بي‌خوابي

4-  اضطراب

5-  كاهش عزت نفس

6-  كاهش علائق جنسي

7-  افكار خودكشي

8-  كاهش قابل توجه در علاقه نسبت به كليه فعاليتها، حتي فعاليتهاي خوشايند

9-  كاهش توانايي در فكر كردن و ضعف در تمركز ذهني بر موضوع خاص

ويژگيهاي افسردگي:

رخساره‌هاي متنوع اين بيماري ممكن است در ويژگيهاي زير تجلي نمايد:

1-  عصبي در كار زيستي خود اختلال ايجاد كند.

2-  باعث گله‌منديهاي مختلف در فرد شود.

3-  در روابط خانوادگي اختلال ايجاد كند.

4-  از بودن خود رنج مي‌كشد.

5-  دركاركردها و فعاليتهاي تحصيلي، حرفه‌اي و اجتماعي فرد اختلال ايجاد مي‌كند.

در چنين وضعيتي نوجوان و جوان در كلاس درس، در وضعيت بي‌حالي و بي‌تفاوتي نسبت به عملكردها و جريانهاي موجود از خود واكنش نشان داده و به نظر مي‌رسد از هيچ چيز هيجان‌انگيز و لذت‌بخش، لذت نمي‌برد. وي به تدريج از دوستان و افراد خانواده‌اش كنار گرفته و ارتباط اجتماعي خود را قطع مي‌نمايد به طوري كه گاه دچار هذيان شده ممكن است زمينه‌هاي تفكر خودكشي در وي به وجود آيد چنين افرادي ممكن است در مقابل عوامل خارجي به شدت تحريك‌پذير و ‌آسيب‌پذير شده و براي مقابله با ناكامي و شكستهاي خود تحمل كمي نشان داده و بتواند بر آنها غلبه نمايد.

افسردگي ممكن است با كم و زياد شدن وزن، خستگي‌پذيري، بي‌خوابي يا پرخوابي، اختلال تمركز و توجه، كاهش احترام به نفس و اعتماد به نفس، و بدبيني نسبت به آينده همراه باشد.

علائم اختلالات خلقي:

افسردگي نوجواني و جواني گروهي از علائم ناهمگن را شامل مي‌گردد كه در طول حول طبيعي مشاهده نمي‌شوند. كلارك و همكارانش (1990) در تحقيقات خود نشان داده‌اند كه 20% نوجوانان 13 تا 19، تا قبل از سن 18 سالگي حداقل يك بار به افسردگي مبتلا شده‌اند، بعضي از علائم افسردگي عبارتند از:

1-  ضعف در مهارتهاي اجتماعي

2-  اضطراب اجتماعي و سطوح بالاي اضطراب ناشي از ساير منافع استرس‌زا

3-  استفاد از سيگار و مواد مخدر

4-  عدم تمايل حتي براي شركت در فعاليتهاي خوشايند

5-  فكر كردن در مورد خودكشي

6-  مواجهه مكرر با اتفاقات تنش‌زا

7-  بروز مشكلات و نارساييهاي تحصيلي

8-  اختلالات سلوكي

9-  اختلالات تغذيه‌اي در دختران نوجوان

همچنين كلارك و همكارانش (1990) به اين نتيجه رسيدند كه شباهت زيادي بين علائم افسردگي اساسي دوره نوجواني و افسردگي بزرگسالي وجود دارد.

عوامل مؤثر در افسردگي نوجوانان و جوانان:

كارتير و رانيري (1984) در مطالعات باليني در زمينه‌ افسردگي نوجواني و جواني انجام داده‌اند. به اين نتيجه رسيدند كه نمي‌توان چارچوب مشخص و واضحي براي افسردگي نوجواني و جواني تعيين كرد زيرا افسردگي دوره نوجواني و جواني تعدادي از علائم اختلالات ديگر را با خود به همراه دارد. در ادبيات روان‌شناختي، رفتارها علائمي را كه با افسردگي همراه باشند، تحت عنوان «معادلهاي افسردگي» مي‌نامند، بعضي از اين معادلها عبارتند از:

1-   رفتارهاي بزهكارانه در سطح خانواده و جامعه مانند پرخاشگري، فعاليتهاي ضد اجتماعي، اعتراض و سركشي، قشقرق راه انداختن، فرار از منزل، استفاده از سيگار و مواد مخدر و اختلالات و انحرافات جنسي.

2-       مشكلات مدرسه‌اي (مثل مدرسه هراسي، عدم پيشرفت تحصيلي، مدرسه گريزي و اخراج از مدرسه)

3-       مشكلات مربوط به برقراري رابطه گروه و همسن و سال (مثل طرد شدن توسط آنها)

بعضي ديگر از معادلهاي افسردگي كه در منابع مختلف به آنها اشاره شده است عبارتند از پاسخهاي حالي از خودبيمار پنداري، ناآرامي، مقاومت در مقابل تنهايي و عكس‌العملهاي نامناسب در مقابل مشكلات بروز كند و علائم آن نيز ممكن است در اظهارنظرهاي فعلي نوجوان و جوان آشكار يا پنهان باشد.

به نظر كروك و همكارانش (1981) نگرشهايي كه افراد افسرده نسبت به خود دارند ممكن است در اثر رابطه نامناسبي كه والدين در دوران كودكي با آنها داشته‌اند ايجاد شود. اين رابطه مي‌تواند شامل طرد شدن توسط والدين تنبيه شدن و ارزيابيهاي منفي‌گرايانه والدين نسبت به آنها، محروم شدن از محبت والدين و ايجاد احساس گناه و اضطراب در كودك توسط والدين باشد. البته ذكر اين نكته لازم و ضروري است كه در ابتداي دوره نوجواني احتمال بروز علائم بارز افسردگي بزرگسالي در نوجوان كم است و در صورت بروز آن در نوجوانان كم سن و سال‌تر، مي‌توان علائم افسردگي را به صورت خودبيمارانگاري، چاقي و سستي و مشكلات تمركز در رفتارشان مشاهده كرد. الگوهاي رفتاري آنها ممكن است نشاندهنده تلاششان براي مهار كردن افسردگي با طلب كمك از ديگران براي اين كار باشد.

در ضمن تلاشهاي اين قبيل نوجوانان و جوانان براي مهار كردن افسردگي گاهي شكل احساس ناراحتي، رابطه افراطي با ديگران يا دوري گزيني از مردم به خود مي‌گيرد.

احساس ناراحتي آنها، به اين صورت متبلور مي‌شود كه تمايل بسيار زيادي براي ايجاد تغيير در وضعيت موجود از خود نشان مي‌دهند، ولي تلاشي براي تغيير نمي‌كنند.

تحمل آنها در مقابل وقايع تكراري و روزمره بسيار پايين است نوجوانان و جوانان افسرده تمايل زيادي براي رقابت و برقراري روابط صميمانه از خود نشان مي‌دهند. براي يافتن دوست جديد تلاش مي‌كنند.

در نتيجه آنها ممكن است از انجام كارهايي كه باعث پيشرفت و موفقيت مي‌شود خودداري كنند و به دليل عدم صلاحيت و احساس افسردگي دچار درماندگي شوند.

عوامل مؤثر در افسردگي نوجوانان و جوانان

كارتير و رانيري (1984) در مطالعات باليني در زمينه افسردگي نوجواني و جواني انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه نمي‌توان چارچوب مشخص واضحي براي افسردگي نوجواني و جواني تعيين كرد. زيرا افسردگي دوره نوجواني و جواني تعدادي از علائم اختلالات ديگر را با خود به همراه دارد.

سبب‌شناسي

در زمينه بروز اختلال افسردگي چندين عامل دخالت دارد بنابراين بايد افسردگي را نتيجه كنش متقابل عوامل گوناگون زير دانست:

                                              عوامل بيوشيميايي

1-   عوامل زيستي                         عوامل ژنتيكي

                                             عوامل غددي، هورموني

2- عوامل اجتماعي

3- عوامل خانوادگي

درمان افسردگي را بنويسيد:

(درمان) 1- بستري كردن در بيمارستان   2- دارودرماني يا درمان سوماتيك

دارودرماني كه بيش از همه به ويژه در افسردگيهاي مزمن مي‌توانند اختلال در اعمال فيزيولوژيكي نظير اشتها، خواب و وزن را بهبود بخشد در اين بين ضد افسردگيهاي سه حلقه‌اي مانند ايمن‌پرامين و ‌آمي تريپ تيلين رايج‌ترين داروها در درمان روان پزشكي هستند.

3- روان‌درماني:

هدف روان درماني برطرف كردن علائم افسردگي و بازگشت نوجوان و جوان به زندگي عادي و طبيعي است روان درمانگر يا مشاور كسي است كه گوش مي‌دهد صحبت مي‌‌كند و به نوجوانان و جوانان در حل مشكلاتشان ياري مي‌دهد.

 

                                       درمان بين فردي

                                     شناخت درماني

روان درماني                                 رفتار درماني

                                    روان درماني

درمان بين فردي: درمان بين فردي كه تأكيدش بر ارتباطات جاري فرد است درمانگر بين فردي برروابط شخصي معيوب و آشفته هم كه مي‌تواند دليل افسردگي نوجوان و جوان و هم وخيم‌تر شدن آن باشد، تأكيد مي‌كند. اين روش به عنوان يك روش كوتاه‌مدت اختصاصي، براي افسردگي بيماران سرپايي و نوجواني كه به علت شكست در روابط بين فردي افسرده شده‌اند مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

شناخت درماني: طبق فرضيه شناختي افسردگي، اختلال عملكردشناختي، هسته مركزي افسردگي است.

علام و نشانه‌هاي افسردگي فرض مي‌شود كه حاصل اختلال اعمال شناختي است مثلاً بي‌حالي و كمبود انرژي حاصل انتظار شخص براي شكست در تمام زمينه‌هاست. هدف شناخت درماني رفع افسردگي و پيشگيري از عود آن با كمك به بيمار براي شناسايي و ارزيابي شناختهاي منفي، انتخاب راههاي مثبت و قابل انعطاف تفكر و واكنشهاي شناختي و رفتاري تازه است.

رفتار درماني: رفتار درماني كه براي تغيير رفتارهاي نامطلوب فرد مورد استفاده قرار گرفته و از شيوه تقويت مثبت براي ايجاد رفتارهاي مطلوب و از خاموش‌سازي براي برطرف كردن رفتارهاي نامطلوب استفاده مي‌كنند.

با توجه به آنچه در مورد دارودرماني بيان گرديد اين نكته ضروري است كه دارودرماني همراه با روان درماني شيوه درمان افسردگي مي‌باشد كه در ضمن درمان و با كاهش علائم بيماري از دوز داروها به تدريج كاسته مي‌گردد.

روان درماني: هدف روان درماني تحليلي ايجاد و تغيير در ساختمان شخصيتي يا منشي است، نه فقط رفع علائم افسردگي بلكه بهبود در ميزان اعتماد بين فردي، صميمت، مكانيسمهاي مقابله توانايي تجربه داغديدگي و طيف وسيعي از هيجانات از اهداف روان درماني تحليلي است. غالباً بيمار در جريان درمان افزايش سطح اضطراب و ناراحتي را تجربه مي‌كند كه ممكن است چندين دوام يابد.

بك علائم و نشانه‌ةاي افسردگي افراد بزرگسال را كه نياز به اصلاح و درمان دارند به چند مقوله تقسيم مي‌كند اين مقوله‌ها عبارتند از:

علائم و نشانه‌هاي شناختي، عاطفي، انگيزشي، رفتاري و فيزيولوژيكي اين طبقه‌بندي علائم و نشانه‌ها مي‌تواند در مورد افسردگي نوجواني و جواني نيز مورد توجه قرار گيرد.

علائم و نشانه‌هاي فوق عبارتند از:

1- عوامل شناختي: اين عوامل باعث مي‌شوند كه نوجوان و جوان آينده را به صورت منفي ببيند.

2- عوامل عاطفي و هيجاني: عبارت است از خشم و نبود تجربيات خوشايند و لذت‌بخش.

3- عوامل انگيزشي: اين عوامل شامل دوري گزيدن از جامعه و تمايل به خودكشي دارد.

4- عوامل رفتاري و فيزيولوژيكي: اين عوامل شامل بي‌فعاليتي، نوسان در اشتها، آشفتگي در خواب و اظهار خستگي مفرط مي‌باشد.

افسردگي چه كساني را تهديد مي‌كند:

همه ما تا حدي در معرض خطر بيماري افسردگي قرار داريم افسردگي در همه افراد جامعه ديده شده است ثروتمند و فقير، جوان و پير، متأهل و مجرد.

رويدادهاي استرس‌زا جزيي از زندگي هستند و اگر اين رويدادها به اندازه كافي شديد و مقتدر باشند ممكن است باعث بيماري افسردگي شوند همچنين ما در برابر بيماريهاي جسماني آسيب‌پذير هستيم و آمادگي اين را داريم كه دچار اختلالي بشويم كه بعداً به افسردگي منتهي شود يا اينكه هيچكس از بيماري افسردگي كاملاً در امان نيست رايج‌ترين انواع آن افسردگي عمده و افسردگي دوقطبي بعضي افراد را بيشتر از ديگران تهديد مي‌كند.

بررسي علل افسردگي در نوجوانان:

افسردگي نوجواني، گروهي از علائم ناهمگن را شامل مي‌گردد كه در طول تحول طبيعي مشاهده نمي‌شود كلارك و همكارانش (1990) در تحقيقات خود نشان داده‌اند كه 20% نوجوانان 13 تا 19 ساله تا قبل از سن 18 سالگي حداقل يك بار به افسردگي مبتلا شده‌اند بعضي از علائم افسردگي عبارتند از:

1-    ضعف در مهارتهاي اجتماعي

2-    اضطراب اجتماعي و سطوح بالا و اضطراب ناشي از ساير منابع استرس‌زا

3-    استفاده از سيگار و مواد مخدر

4-    عدم تمايل حتي براي شركت در فعاليتهاي خوشايند

5-    فكر كردن در مورد خودكشي

6-    بروز مشكلات و نارسايي‌هاي تحصيلي

7-    مواجهه مكرر با اتفاقات كنش‌زا

8-    اختلالات سلوكي

9-    اختلالات تغذيه‌اي در دختران نوجوان

براساس Dsrmiv افسردگي اساس دوره نوجواني حداقل 5 علامت از علائم زير را شامل مي‌گردد:

1-    خلق افسرده

2-    كاهش قابل توجه در علاقه نسبت به كليه فعاليتها حتي فعاليتهاي خوشايند

3-    افزايش يا كاهش در اشتها نسبت به غذا و وزن بدن

4-    بي‌خوابي يا پرخوابي

5-    آشفتگي و كندي رواني- حركتي

6-    احساس كاهش انرژي حياتي، احساس خستگي و كوفتگي و بي‌رمقي

7-    احساس گناه و احساس بي‌ارزش بودن و بي‌كفايتي

8-    كاهش توانايي در فكر كردن و ضعف در تمركز ذهني و موضوع خاص

9-    تشديد افكار مربوط به مرگ و خودكشي

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم تیر ۱۳۸۹ توسط اسحــاق علی خـــطابی هیکویی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.



ابزار رایگان وبلاگ


پیج رنک

آرایش

طراحی سایت